تبلیغات
مشاوره؛تجهیز؛آموزش؛راه اندازی رستوران ؛كافی شاپ؛كترینگ وكلیه امورمربوط به F&B

مشاوره؛تجهیز؛آموزش؛راه اندازی رستوران ؛كافی شاپ؛كترینگ وكلیه امورمربوط به F&B
مشاوره ، تجهیز ، آموزش ، راه اندازی رستوران ، کافی شاپ ، کترینگ وکلیه امورمربوط به F&B
قالب وبلاگ
صفحات جانبی
پیوندهای روزانه

اعتمادبه‌نفس در 10 روز

به خودتان عشق بورزید
شرط اساسی اعتمادبه‌نفس، خودشیفتگی و اساسی‌ترین مانع آن، خودشکنی است. برای اینکه اعتمادبه‌نفس داشته باشید، باید خودشیفته گردید. باید عاشق جسم و روح بود و شناخت و درک درستی از خویشتن خویش داشته باشید. شما در حقیقت، برگزیده? آفریدگان خدائید. چرا که خداوند خطاب به انسان می‌فرماید: ”ای انسان، من از روح خودم در تو دمیدم" شاید درک همین یک جمله، اعتمادبه‌نفس را در شما به کمال برساند. در حقیقت، مقدمه? عشق به خود، عشق الهی است. شما تنها زمانی احساس پستی و خواری می‌کنید که خود را درست نشناخته و به حقیقت انسان بودن خود پی نبرده باشید.
خود را تشویق و ستایش کنید
به خاطر کوچکترین کار خوبی که انجام می‌دهید، خود را ستایش و تشویق کنید. شما عادت کرده‌اید برای کارهای بد و نادرست خود، هزاران بار خود را سرزنش کنید؛ اما یک بار هم خود را شایسته? تشویق و ستایش ندانسته‌اید. هیچ کدام از کارهای مثبت خود را کوچک و بی‌اهمیت تلقی نکنید.
سلامت باشید
اعتمادبه‌نفس تا حد فراوانی به میزان سلامت جسم و روح بستگی دارد. به‌طور معمول، افرادی که بیماری‌های جسمی و روحی داشته باشند، از اعتمادبه‌نفس خوبی برخوردار نیستند. خشم، رنجش، ترس، اضطراب، کینه، حسادت و بیماری‌های روحی و ذهنی باعث می‌شد کاهش اعتمادبه‌نفس شما به مراتب بیشتر گردد.
اعتمادبه‌نفس، خودپرستی نیست
خودشیفتگی با خودپرستی متفاوت است. شخصی که روح عالی اعتمادبه‌نفس در او است، به خود و دیگران عشق می‌ورزد؛ چون خود و دیگران را نشانه‌هائی از آفریدگار می‌داند. شما باید همواره متوجه باشید که برای خود و دیگران، همزمان ارزش قائل شوید. هم وقتی را برای رسیدن به خود و نیازهای خود در نظر بگیرید و هم وقتی را به دیگران اختصاص دهید و در هر زمان با عشق، به خود و دیگران خدمت کنید.
احساس شایستگی کنید
اعتمادبه‌نفس، احساس شایستگی نمودن است. خداوند فرموده‌اند: ”ما انسان را شبیه به خود آفریدیم" بنابراین تمامی صفت‌های خداوندی هر چند نه به طور مطلق، در ما به ودیعه نهاده شده است. تصور اینکه ما لیاقت موهبت‌های بزرگ را نداریم، به معنی نفی ارزش‌های الهی و ناسپاسی است. وقتی در حال استفاده از موهبتی هستید، به خود یادآوری کنید که من شایستگی این و بیشتر از این را دارم.
از موهبت‌های الهی لذت ببرید.
خود را از موهبت‌های الهی محروم نکنید. هر محرومیتی که به درازا بکشد، عدم شایستگی را به ذهن القاء می‌کند. با چشم بازتری به جهان اطراف خود نگاه کنید. چه امکانات بی‌شماری دارید که از آنها استفاده نکرده‌اید. بهره بردن یعنی احساس عدم شایستگی و این احساس، یعنی از بین بردن اعتمادبه‌نفس، بدون احساس گناه از موهبت‌های الهی لذت ببرید.
احساس گناه بزرگترین مانع است
یکی از بزرگترین مانع‌های اعتمادبه‌نفس شما، احساس گناه است. احساس گناه، اعتمادبه‌نفس را در شما سرکوب و نابود می‌کند. شایع‌ترین احساس گناه، این است که شما براساس نظام ارزشی و وجدان خود عمل نکنید. بهترین شیوه برای تغییر دادن خود و مسلط شدن بر شرایط، عشق ورزیدن به خویشتن است.
خود را سرزنش نکنید
پیامد احساس گناه که نقش اصلی را در از بین بردن اعتمادبه‌نفس بازی می‌کند، سرزنش خود است. سرزنش خود یک برخورد بسیار خشن و ناملایم با خود است. غصه خوردن، غذا نخوردن، اعتصاب غذا کردن، عصبانی شدن و ... از جمله برخوردهای خشن با خود می‌باشد. اگر دوست‌دار خود هستید، نباید با خود تند برخورد کنید.
بیان و ذهنیت مثبت داشته باشید
وقتی قرار است شما هر روز رشد کنید و شخصیتی کامل‌تر و بهتر باشید، نسبت به تصمیم و آینده? خود با بیان مثبت حرف بزنید. نگوئید: ”اعتمادبه‌نفس ندارم"،اراده‌ام ضعیف است"، ”مضطرب هستم" و ... به‌جای آنکه با بیان منفی از خود حرف بزنید، به خود بگوئید: ”هر روز و هر شب شخصیت من از هر جهت، بهتر و بهتر می‌شود و اعتمادبه‌نفس من روز به روز بیشتر و بیشتر می‌گردد".
غلبه بر ترس
یک مانع بزرگ اعتمادبه‌نفس، ترس است. بهترین و مؤثرترین راه غلبه بر ترس، اقدام است. در روانشناسی ترس گفته می‌شود به هر آنچه که از آن می‌ترسید، نزدیک شوید و در آن فرو روید. اگر از کنفرانس دادن می‌ترسید، تنها راه‌حل شما کنفرانس دادن است. بار اول ممکن است از ترس، صدایتان بلرزد و نفس، کم بیاورید؛ اما با این وجود، دفعه? بعد برایتان آسانتر خواهد بود.
در پی کسب موفقیت، هر چند کوچک باشید
اگر هدف‌های بزرگی دارید، ولی اعتمادبه‌نفس ندارید، این هدف‌ها خطرناک هستند. هدف‌های کوچک و موفقیت‌های سریع و کوتاه‌مدت، بسیار بهتر است. حتی هدف‌های بزرگتان را به هدف‌های کوچک تبدیل کنید و مرحله به مرحله سعی کنید به این هدف‌های کوچک برسید تا هدف نهائی و بزرگ شما عملی شود.
همیشه تبسم بر لب داشته باشید
اولین نماد درونی اعتمادبه‌نفس، رضایت خاطر است. شما برای اینکه در خود اعتمادبه‌نفس ایجاد کنید، باید حالت تبسم بگیرید. بدون تبسم از منزل خارج نشوید. از همه مهمتر، در تنهائی هم تبسم داشته باشید. تبسم و خندیدن، ”هورمونی" را در مغز ترشح می‌کند که ترشح این هورمون هنگام درد، سبب تسکین درد می‌شود. به‌خصوص هنگام وقوع مشکل، لبخند بزنید.
حالت افراد موفق را به خود بگیرید.
حالت، کسانی را به خود بگیرید که موفق، مصمم، پرتلاش و با اعتمادبه‌نفس هستند. در کمال آرامش، قدم‌ها را محکم برداشته، با چهره‌ای متبسم و روئی گشاده راه بروید، حالتی به خود بگیرید که گوئی از زندگی خود، کمال رضایت را دارید و هدف‌دار و جهت‌دار هستید.
تنفس عمیق را تمرین کنید.
تمام افراد افسرده و کم‌روحیه، بدون استثناء، تنفس سطحی دارند. میزان تبادل هوا در هر دم و بازدم، بسیار کم است. وقتی شما دم و بازدم عمیق دارید، اکسیژن بیشتری به مغز خود می‌رسانید. در نتیجه، کارآئی مغز افزایش می‌یابد.
به خود مسلط باشید.
با ورزش می‌توانیم عضله‌های خود را از خمودگی درآورده و نیروی جسمی را افزونی بخشیم. تسلط بر جسم، توانائی جسمی و روحی و تسلط بر عواطف و امیال را به ارمغان می‌آورد که منجر به اعتمادبه‌نفس می‌شود. در برنامه? روزانه? خود، زمانی را برای ورزش در نظر بگیرید.
ارتباط با خدا و نیروی توکل
به خدا توکل کنید. هر چه ارتباط شما با خدا نزدیکتر باشد، اعتمادبه‌نفس بیشتری را در خود تجربه می‌کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر گردد، ترس و اضطراب بیشتری بر شما چیره می‌شود. ارتباط با خدا به شما نیرو می‌دهد.
کمک به دیگران
کمک به دیگران، این نکته را در ذهن تثبیت می‌کند که من آنقدر توانا هستم که می‌توانم به دیگران کمک کنم. اعتمادبه‌نفس واقعی زمانی در شما شکل می‌گیرد که بخشی از وقت خود را به دیگران اختصاص دهید. البته کمک‌هائی که دیگران را به شما وابسته می‌کند، به هیچ وجه کمک نیستند و در حقیقت نوعی ظلم و ستم به‌شمار می‌روند.
خود رابه دیگران وابسته نکنید
اعتمادبه‌نفس با هر نوع وابستگی منافات دارد. شما به‌کار خود وابسته نیستید. با خود تأکید کنید کار شما است که به شما و انرژی و توانائی شما وابسته است. هیچ‌کس نمی‌تواند اسباب آرامش و رضایت شما را فراهم کند به‌جز خودتان، مراقب باشید دوست داشتن و علاقه? شما ابتدا متوجه خود شما باشد و بعد متوجه دیگران. خود را تحت هیچ شرایطی به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکنید. شما دیگری را همیشه به خاطر روح انسانی و رفتار او باید دوست بدارید تا این دوست داشتن، روح انسانی شما را درهم نشکند.
سعی نکنید همه را راضی نگه دارید
کسانی‌که می‌خواهند همه از آنان راضی باشند، در واقع در تلاش هستند که خود نباشند. کسی که می‌خواهد همه از او راضی باشند، مجبور است در آن واحد، ارزش‌ها، باورها و سلیقه‌های مختلفی را بپذیرد. این افراد در ”خودشیفتگی" ضعف دارند.
برای خود ارزش و احترام قائل باشید.
مردم، همان‌قدر به شما احترام می‌گذارند که شما برای خد احترام قائل هستید. اگر شما عصبی و ناراحت می‌شوید، به سلامت روحی خود بی‌توجه هستید. خود را ”ما" خطاب نکنید. با واژه? ”ما" نوعی رفتار خودشکنانه ایجاد می‌شود، یعنی ”من" به تنهائی کسی نیستم که حرفی برای گفتن داشته باشم.
از بحث کردن به‌طور جدی اجتناب کنید
بحث، به هر شکلی که باشد، ارزش و اعتبار شخصیتی شما را می‌کاهد، بحث و جدل نتیجه نمی‌دهد و رو به جلو نمی‌رود. در بحث، هیچ‌کس شنونده? خوبی نیست و به ارزش‌های فکری و باورهای شخصی بی‌توجهی می‌شود.
همه را ببخشید
هر کس به هر شکلی که به شما بدی کرده، او را ببخشید تا روح شما بزرگ و غنی شود. خودتان را هم ببخشید. اگر هر اشتباهی از شما سر زد، خود را به خاطر این کار، هرگز سرزنش نکنید، نبخشیدن خود یعنی همچنان در گناه و اشتباه باقی ماندن.
کسی را تحقیر نکنید
در لحظه لحظه‌ای که شخصی را تحقیر یا مسخره می‌کنید، در نظرتان انسان‌ها (که خودتان هم زیرمجموعه‌ای از آنها هستید) قابل تحقیر هستند. تحقیر دیگران یعنی تحقیر خود، خودتان را هم تحقیر نکنید.
مسئولیت‌پذیر باشید
وقتی مسئولیتی دارید، عواقب آن را از ابتدا تا انتهاء به‌عهده بگیرید. مسئولیت کارهائی را بپذیرید که مطمئن هستید توانائی انجام درست و عالی آن را دارید. مسئولیت‌پذیری یعنی خودباوری و احساس توانمندی. حتی نتیجه? مطلوب نگرفتن هم نوعی موفقیت است، یعنی کسب تجربه.
در تصمیم‌های خود تأخیر نکنید
ارزش‌های فکری اگر سازمان‌دار و منظم نباشند، اولویت‌ها را مشخص نمی‌سازند، در نتیجه همه? انتخاب‌ها در یک سطح قرار می‌گیرند. به تصمیم‌های خود پایبند باشید. برای رسیدن به هدف خود، به دنبال هر تصمیمی بدون معطلی اقدام کنید؛ مهم نقطه? شروع است.
مانند انسان‌های متشخص عمل کنید
محترم، مؤدب، راحت و صمیمی باشید، باید الگوی ذهنی و عینی داشته باشید. کسی را که اعتمادبه‌نفس خوبی دارد، پیش روی خود قرار دهید. وقتی لباس می‌پوشید، صحبت می‌کنید، عصبی می‌شوید و حتی وقتی شوخی می‌کنید، اول از خود بپرسید یک انسان متشخص در این موارد، چه کار می‌کند؟

 

 

 

 

 

 

اعتماد به نفس ارثی نیست

زمانی که کودکی بتواند بدون توقع و انتظار از دیگران کاری را آغاز کند و بکوشد تا آن را به اتمام برساند ، می‌گوییم، «اعتماد به نفس» دارد. کودک از همان ابتدا که شروع به شناخت خود و محیط پیرامونش می‌کند، به قدرت و توانایی خود برای تسلط بر محیط و اطرافیان خود آگاه می‌شود.
هنگامی که کودک به مرحله‌ای از رشد بدنی خود می‌رسد که بتواند روی پاهای خود بایستد و چندقدمی نیز راه برود ، در حقیقت مطالب بسیاری آموخته است. او به تدریج و با رشد سایر توانمندی‌های خود درمی‌یابد که قادر به انجام کارهای بی‌شماری است.
یکی از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان، والدین و افراد خانواده هستند. اگر کودک در خانواده‌ا ی که سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشکلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.
از آنجایی که اعتماد به نفس صفتی ارثی نیست، اگر کودک ضمن انجام فعالیت‌های گوناگون مدام دچار محدودیت شود و نتواند تجارب مفیدی در زندگی کسب کند، ترسو، کم‌رو و خجول بار آمده و قدرت تصمیم‌گیری مناسب هم نخواهد داشت.
گاهی والدین با توجهات افراطی خود ، مانع از رشد عاطفی و شناختی کودک می‌شوند.
از آنجایی که مادر و یا مربی کودک، تماس بیش‌تری با نیازهای جسمی روانی او دارد ، می‌تواند تأثیر بیش‌تری در خوی و منش وی بگذارد. مادرانی که بیش از اندازه به فرزندان خود توجه می‌کنند و انجام وظایف کودک را به عهده می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند که او در حد توان خود مسئولیت بپذیرد ، فرزندان آن هادر آینده احتمالاً دچار مشکلات و مسائل گوناگون خواهند شد. در این باره، لویی (روان شناس)، مادران را به دو دسته تقسیم می‌کند:
الف) مادرانی که فرزندان خود را بسیار نازپرورده بار می‌آورند و هیچ محدودیتی برای آنان قائل نمی‌شوند، هیچ کنترلی نیز بر خواسته‌ها و انتظارات کودک نخواهند داشت. این دسته از کودکان تصور می‌کنند که هر چه بخواهند باید به سرعت مهیا شود و همه را در خدمت نیازهای خود می‌دانند. به طور کلی توجه و وابستگی بیش از اندازه‌ی مادر می‌تواند موجب کاهش اعتماد به نفس کودک شود. ویژگی‌های این دسته از کودکان، تندخویی، پرخاشگری، پرتوقعی و جنجالی بودن آن‌هاست.
ب) گروه دوم، مادرانی هستند که از شدت کنترل، اجازه‌ی هیچ‌گونه عمل و تصمیم‌گیری به فرزندان خود نمی‌دهند. این دسته از کودکان نیز دچار ضعف اعتماد به نفس شده، احساس بی‌کفایتی و عدم شایستگی می‌کنند. این گروه فرمانبردار، ‌مطیع و منفعل هستند.
اگر کودک در خانواده‌ا ی که سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشکلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.
به طور کلی، فرزندان هر دو گروه از مادران دچار کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس هستند و نمی‌توانند ارتباطات اجتماعی مناسبی با سایرین برقرار کنند. اریک فروم یکی از روانشناسان معاصر معتقد است، «میزان ارتباط والدین با کودک اهمیت چندانی ندارد، آن چه مهم است کیفیت روابط است».

برای داشتن فرزندانی با اعتماد به نفس بالا ، خوب است به نکات زیر توجه کنند:
1)
پیش‌بینی‌های منفی
اگر والدین معتقد باشند که فرزندشان توانایی انجام تکلیفی را ندارد و حتماً نیازمند کمک آنهاست، به طور یقین این طرز نگرش آن ها، بر عملکردِ فرزندشان تأثیر می‌گذارد و به تدریج باعث می‌شود که فرزندشان نسبت به توانایی‌ها و استعدادهای خود شک کرده و مدام به شکست بیاندیشد.
2)
توقعات نامعقول بیش از اندازه
بعضی از والدین توقعات و خواسته‌هایی بیش از توانِ فرزندانشان دارند و گاهی فراموش می‌کنند که معیارهای بزرگسالان با کودکان تفاوت دارد. در صورتی که خوب است والدین معیارهای خود را براساس توانایی‌های فرزندانشان پایه‌ریزی کنند.
3)
هیچ‌گاه فرزندانتان را بر یکدیگر ترجیح ندهید
کودکان با یکدیگر متفاوتند و شکی در تفاوت بین آنها نیست؛ اما بین آنها تبعیض قائل نشوید و یکی را بر دیگری ارجح ندانید. برای مثال، زمانی که یکی از فرزندانتان موفقیتی کسب می‌کند و دیگری شکست می‌خورد ، دلیل نمی‌شود که موفقیت او را دائم به رخ فرزند دیگرتان بکشید؛ زیرا این کار موجب دلسردی، سرشکستگی و کاهش اعتماد به نفس او می‌شود.
4)
منطقی باشید
بسیاری از والدین بهترین امکانات و شرایط را نه تنها برای خود ، بلکه برای فرزندانشان نیز می‌خواهند و توقع دارند که کودکان، بر پایه‌ی خواسته‌ها و انتظارات آنها گام بردارند. در صورتی که بهتر است این نحوه‌ی نگرش خود را تغییر داده و به کودک بگویند: «مهم این است که نهایت سعی خود را بکنی. موفقیت، تنها رسیدن به هدف نیست، بلکه تلاش و سعی تو در راه رسیدن به هدف مهم است
5)
توقعات دو طرفه
شعار بسیاری از والدین این است «آن کاری که می‌گویم بکن، نه آن کاری که می‌کنم»، برای نمونه، مادری از فرزندش می‌خواهد که وسایلش را جمع کرده، ‌اتاق نشیمن را شلوغ نکند؛ در حالی که لباس‌ها و وسایل خودش گوشه‌ی اتاق ریخته است. در چنین شرایطی کودک احساس می‌کند که ارزش او در خانواده کم‌تر از دیگران است. پس اول خودتان عمل کنید و بعد از فرزندتان بخواهید

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


powered by mansoripoor.mihanblog.com

powered by
mansoripoor.mihanblog.com

 title=